|
با توام آی کجا رفتی؟آی...! |
|
|
من می خواستم با تو زندگی کنم
بد و خوبشم برام فرقی نداشت فکر میکردم روبراهه همه چی اما روزگار لعنتی نذاشت........
چند روز بیشتر به تموم شدن سال 87 نمونده...جای کسی که دوستش دارم تو زندگیم خالیه وانگار قراره واسه ی همیشه خالی بمونه......راستش اصلآ حال و حوصله ی آپ کردن نداشتم.......فقط می خوام قبل از سال جدید یه چیزی رو دوباره به خدا بگم........
خدایا این صدا را می شناسی من او را دوست دارم...دوست دارممممممم
دوست دارم برگردم به روزایی که یه اتفاق کوچیک...خیلی کوچیک...می تونست یه دنیا خوشحالم کنه...اما حالا .........خلاصه اینکه انگار سردی این روزا بدجوری از همه چیز زندگی دلسردم می کنه...کاش یه اتفاق قشنگ می تونست دوباره حال و هوای منو عوض کنه... امون بده وارد بازار شد...آلبومی که خیلی حرفا واسه گفتن داره... تبریک به مسعود امامی...
امون بده...به زودی به بازار میادددددددددددددددددددددد
یه آلبوم فوق العاده با صدای گرم و شنیدنی مسعود امامی هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ![]() پائیز ای مسافر خاک آلود
در دامنت چه چیز نهان داری؟ جز برگ های مرده و خشکیده دیگر چه ثروتی به جهان داری؟ به یاد فروغ فرخزاد عزیز... از این به بعد تمام قدم هایم را به سمت عقب بر میدارم...!!!
من نمیخواهم به تو نرسیده به مردن نزدیک شوم.......!!!
می بینی؟!!!!!هنوزم به خاطر تو عاشق این ترانه ام............هنوزم......نه.......توضیح لازم نیست...!
دیده بودمت هزار بار تو یه رویای قدیمییییییییی....... همین!!!!!!! انگار دیگه دوست ندارم درد دل کنم.......دلم گرفته...احساس می کنم هر وقت با کسی از خودم و دردام حرف زدم اشتباه کردم.......باید یاد بگیرم با هیچ کس درد دل نکنم...حال این روزای من با فضای این ترانه کاملآ هماهنگه:
این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته اونکه در راهه رفاقت همه ی هستیشو باخته... این قسمت قصه رو دوس ندارم
اینکه تو پشتت به منه دوباره من توی فکر آشتی کردن اما راهی واسه آشتی وجود نداره خودت میدونی من کوتاه نمیام تو راه بدی تا ته جاده هستم یه راهه تازه پیش رومه اگه پلای پشت سرمو شکستم بزرگی کن وقتی خودت میدونی تو بیشتر از آدما ارزش داری دست منو بگیرو یادم نیار روزی رو که گفتی تو کم میاری صدام زدی.......جوابتو ندادم گفتی نرو زدم به بی خیالی تو دل هر غریبه ای جا شدم با یه دفه تعارف خشک و خالی پاتو به چه جاها که وا نکردم اومده بودی من تو چاه نیفتم دنبال من بودی و همراه من می خواستی من به اشتباه نیفتم حقمه راس میگی همش یادمه حقمه هرچی که سرم بیاری اما رفیق رسم رفاقت این نیست رو کم کنی.......موقع بدبیاری دست منو بگیر که تنها شدم پیش تو باز یه جایی دارم هنوز یه راهه تازه پیش پام بذارو بگو منم خدایی دارم هنوز....... یه هفته ای میشه که این ترانه رو نوشتم برای خدای مهربون خودم...ازش ممنونم که قدرت نوشتن این ترانه رو به من داد...پشتمو خالی نکن....دوست دارم
وقتی شرمنده شدم پیش دلم خودمو از همه پنهون کردم
خونه ی آرزوهای ساده مو یه شبه ریختم و ویرون کردم بعد از نوشتن این ترانه حس می کنم سبک شدم و همه ی حرفامو به زبان همیشگی دلم ...(ترانه)گفتم...ترانه ی آرزو مرهم خوبیه برای دردی که تو دلم احساس می کنم... و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت...گفتم بهتره با این شعر زیبا از فروغ شروع کنم...چون می دونم این قسمت شعرش عمیق ترین احساس رو به من منتقل می کنه...سبز خواهم شد می دانم.............
فردا روز تولد منه.ولی راستشو بخوای زیاد خوشحال نیستم.چون همه ی دوستای من این روز رو بهم تبریک میگن به جز تو...که عشق منی...تنها عشق من...کاش تو اولین کسی بودی که زنگ می زدی و تولدم رو تبریک می گفتی...
نمی دونم چطور میشه این روزا زودتر بگذرن.روزایی که وقت هر تصمیمی مرددم.دلهره دارم و هر جایی که هستم
احساس دلتنگی می کنم.گمشده من دیگه حتی تو خوابم به دیدنم نمیاد.روزای کم ترانه ای رو می گذرونم ودلم
برای عاشقانه نوشتن تنگ شده.بی انگیزه شدم.......واقعا تو کدوم ترانه ی من برای همیشه گم شدی؟به قلب
من برگرد باور کن آسمون دل من برای تو همیشه همین یه رنگه...رنگ عشق...
منتظر حضور دوستان جدید شاعر در جمع اعضای کانون هستیم.ورود برای عموم علاقه مندان آزاد است.من آرزوی بهترین موفقیتهارو برای این جمع دوست داشتنی دارم.در ضمن جلسات کانون ترانه پنج شنبه ها ساعت 5 تا 7 در سینما ایران برگزار می شود.
اما به زودی می خوام بهت بگم.............!
خدایا برای خودم و همه ی بنده هات سلامتی آرزو می کنم.تنهامون نذار......
فردا 23 اسفند ماه و آخرین جلسه ی کانون ترانه در سال 1386 است.این جلسات به صورت هفتگی و در سینما ایران زیر نظر مسعود امامی برگزار می شودو بستر مناسبی برای نقد و بررسی آثار دوستان شاعر ایجاد می کند.هم چنین ورود برای همه ی علاقه مندان آزاد است.
قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند...قاصد تجربه هایی همه تلخ........
این بیت سوم ترانه ی جدید و البته ناتمام منه.این بیت رو نوشتم چون بیشتر از همه دوستش دارم.
|
|